سپيدخواني در سياهي

 
105
نویسنده : محسن - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
 

خب... البته... چه میشه کرد وقتی که

«دهانت را می بویند

مبادا گفته باشی دوستت دارم»


 
comment نظرات ()
 
 
104
نویسنده : محسن - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۸
 

چی فکر می کردیم چی شد!!!


 
comment نظرات ()
 
 
103
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸۸
 

آخرش هم نفهمیدیم که این جایزه نوبل خوبه یا بد؟ مهمه یا بی ارزش؟

وقتی که صدا و سیما در بخش های خبری از جایزه صلح نوبل که به باراک اوباما داده شده <اظهار شگفتی!> می کنه و واسه همین این جایزه رو سیاسی می خونه، لابد براشون مهمه که این جایزه به کی تعلق بگیره. (مثلن اگر به دکتر محمود احمدی نژاد برای چهار سال فعالیت برای صلح جهانی! این جایزه رو بدهند حتمن به وظیفه شون عمل کرده اند!!)


 
comment نظرات ()
 
 
102
نویسنده : محسن - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ،۱۳۸۸
 

پرسپولیس حیا کن،

پرسپولیس رو رها کن!


 
comment نظرات ()
 
 
101
نویسنده : محسن - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۸
 

اعترافگیری یعنی «حالگیری!»

اعترافگیری یعنی «مارگیری!»

اعترافگیری یعنی «یارگیری!»

...

(معنا رو ولش، قافیه رو بچسب! قیافه ها رو نیگا!)


 
comment نظرات ()
 
 
100
نویسنده : محسن - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸۸
 

تنفیذ!


 
comment نظرات ()
 
 
99
نویسنده : محسن - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ امرداد ،۱۳۸۸
 

 

پوستر «ما بیشماریم» از رئیس جمهور میرحسین موسوی


 
comment نظرات ()
 
 
98
نویسنده : محسن - ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸۸
 

تا همین حالا که اینا رو می نویسم خبر حضور هاشمی رفسنجانی به عنوان امام جمعه این هفته تهران تکذیب نشده (شاید بعدن بشه!) قرار هم هست که موسوی و خاتمی در این نماز شرکت کنند. تا همین جا هم عجب فکری کرده این جنبش سبز! وزارت کشور مونده که چه جوری میشه (با یه مجوزی - چیزی) حضور مردم غیر خودی! رو در این نماز ممنوع کرد. من هم مثل بقیه مردمی که به موسوی رای دادند میرم پشت هاشمی نماز بخونم. شما هم این خط رو بگیر و بیا... 


 
comment نظرات ()
 
 
97
نویسنده : محسن - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸۸
 

به برگ های درخت ها خیانت شده...

باغ را سکوتی سبز فرا گرفت:

«باغ را باغ می خواهیم»


 
comment نظرات ()
 
 
96
نویسنده : محسن - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸۸
 

منشی مطب خانم دکتر، دی وی دی های جومونگ رو بعد از ده روز پس آورد و گفت که بدمش به یک مستحق دیگه!

گفتم : به کارتون نیومد؟

گفت: چرا! ولی من اینا رو ازتون گرفته بودم که شنبه ها و سه شنبه ها از دست تلویزیون خلاص شم. حالا بدتر شده! بچه ها اول اینا رو با کامپیوتر می بینن بعد شب از تلویزیون تماشا می کنن. میگم: آخه چرا؟ میگن: دوبله اش یه چیزه دیگه است!


 
comment نظرات ()